فنون تقطیع

این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)
نوشته شده توسط  | منتشرشده در: مجموعه ۳

 آشنایی با تقطیع ، افاعیل عروضی ، رکن بندی و دستیابی به وزن تقطیعی

سلام
طی جلسات گذشته با نحوه ی تعیین وزن اشعار آشنا شدیم اما این فرایند در اغلب مواقع تنها به یافتن وزن تقطیعی شعر منتهی می گردد ، در حالی که آن چه مورد نظر ماست ، وزن اصلی شعر است (همان سی و یک وزن که پیشتر با آن آشنا شدیم).
برای دستیابی به وزن اصلی شعر ، لازم است که فنون تقطیع را بیاموزیم. فنون تقطیع مجموعه ی قوانینی است که به سه بخش تقسیم می شوند و هر بخش آن شامل نکاتی است که به ما در درست خواندن و درست تقطیع کردن شعر کمک می کند.

 


فنون تقطیع و بخش های مختلف آن

بخش های مختلف فنون تقطیع:
الف - قواعد : نکاتی است که بدون رعایت آنها دستیابی به وزن اصلی ممکن نیست
ب - ضرورات : تغییراتی است در هجا ها که وزن شعر موجب آن می گردد یعنی اینکه برای هماهنگ شدن وزن مصراع ها به مقتضای وزن شعر در تقطیع آن اعمال می گردد
ج - اختیارات : بر خلاف تصور عامه ، راه فرار شاعر از به هم ریختگی وزن نبوده و به معنی اختیار شاعر در برگزیدن یکی از دوشکل ترکیب هجا ها می باشد که هردوی آنها درست هستند.

قواعد :

1- همانطور که از جدول اوزان برمی آید هجای کشیده در بین هجا های تشکیل دهنده ی ارکان وجود ندارد پس لازم است که هنگام تقطیع واک های بیشتر از سه را از هجا جدا نموده و به صورت مجزا در تقطیع شرکت دهیم . ازسوی دیگر کوچکترین بخش تشکیل دهنده ی ارکان ، هجای کوتاه است که مشتمل بر دو واک می باشد. بنابر این پس از تقطیع یک شعر نباید واحدی داشته باشیم که کمتر از دوهجا داشته باشد. پس« هرگاه هنگام تقطیع شعری در وسط یک مصراع به یک صامت تنها برخورد کردیم ، یک مصوت کوتاه به آن می افزاییم تا به یک هجای کوتاه تبدیل شود» به مثال توجه نمایید:

صلاح کار کجا و من خراب کجا
صَ - لاا - حِ - کاار - کُ - جاا - وُ - مَ - نِ - خَ - رااب - کُ - جاا

می بینید که (کاار) و (رااب) هجاهای کشیده هستند که گفتیم در بین هجاهای تشکیل دهنده ی ارکان جایی ندارند پس لازم است صامت آخرشان جدا شود در این صورت به (کاا - ر) و (راا- ب) تبدیل می شوند.حال می بینیم که صامتهای (ر) و (ب) به شکل یک واکی باقی ماندند . پس به آنها یک مصوت کوتاه اضافه می کنیم تا به یک هجای کوتاه بدل گردند حال به تقطیع مصراع با اعمال نکات فوق توجه نمایید:
صَ - لاا - حِ - کاا - رُ - کُ - جاا - وُ - مَ - نِ - خَ - راا - بُ - کُ - جاا
با افزودن ضمه که یک مصوت کوتاه است تقطیع مصراع به شکل فوق بدل گردید. اکنون به شیوه ای که پیش از این آموختیم آن را رکن بندی می کنیم:

^ - ^ - /^ ^ - -/ ^ - ^ -/ ^ ^ - *
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن
* هجای هشتم و دهم که کوتاه هستند بر اساس یکی از ضرورات - که در ادامه ی مباحث همین جلسه بدان خواهیم پرداخت - به هجای بلند بدل گردیده اند.

به یک مثال دیگر توجه نمایید . در این مثال واژه ی اشک که پس از تقطیع به شکل یک هجای کشیده در خواهد آمد ، تفکیک شده و به حرف «ک» که به شکل یک صامت کوتاه باقی می ماند ، یک مصوت کوتاه افزوده می شود تا به یک هجای کوتاه بدل گردد:
ترسم که اشک در غم ما پرده در شود

تَر - سَم - کِ - عَش - کُ - دَر - غَ - مِ - ماا - پَر - دِ - دَر - شَ - وَد

- - ^ /- ^ - ^/ ^ - - ^/ - ^ -
مفعولُ فاعلاتُ مفاعیلُ فاعلن

2- هرگاه در وسط مصراع ، دو صامت پشت سر هم بیایند ، یکی از آنها را حذف و دیگری را با افزودن یک مصوت کوتاه تبدیل به هجای کوتاه می کنیم. ( این قاعده دنباله ی مبحث عدم وجود هجای کشیده در هجاهای تشکیل دهنده ی ارکان شعر است) به مثال توجه نمایید:
دردی گذاشت در دل شرم است بر هلاهل

دَر - دیی - گُ - ذاا - شُ - دَر - دِل - شَر - مَس - تُ - بَر - هَ - لاا - هِل

چنان که می بینید (شت) که دو صامت تنها در حشو شعر است با حذف (ت) و افزودن ضمه - که یک مصوت کوتاه است - به یک هجای کوتاه بدل گردیده است . همچنین بر اساس قاعده ی نخست ( ت) در واژه ی (است) که یک صامت تنها در حشو شعر بود با افزودن یک مصوت کوتاه به یک هجای کوتاه بدل گردید.

- - ^/ - ^ - -/ - - ^/ - ^ - -
مفعولُ فاعلاتن مفعولُ فاعلاتن

3- آخرین هجای هر مصراع در تمامی اوزان شعر فارسی ، هجای بلند است بنابراین هرگاه در تقطیع به هجای کوتاه در پایان مصراع برخوردیم ، آن را هجای بلند محسوب می نماییم. به مثال توجه نمایید:
تاب بنفشه می دهد طره ی مشک سای تو
چنان که می بینید، هجای آخر مصراع (تُ) است که هجایی کوتاه محسوب می گردد اما در تقطیع آن را معادل یک هجای بلند محسوب می نماییم. وزن این مصراع مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن است.

4- اگر پس از ( ُو) که در کلماتی مانند کوثر و خسرو نمونه ی آن دیده می شود و به شکل ow خوانده می شود مصوت قرار گیرد معادل (و) صامت محسوب شده و به مصوت بعد از خود افزوده می شود و اگر پس از آن صامت قرار گیرد معادل (وو) محسوب می شود به مثال ها توجه کنید:
گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت
.......................بِش نوو تُ این......... چون بعد از ( ُو) صامت (ت) قرار گرفته است
بشنو از نی چون حکایت می کند
بش نُ وَز نِی......................... چون بعد از ( ُو) مصوت ( َ ) قرار گرفته است

«دکتر سیروس شمیسا در کتاب معروف آموزش عروض و قافیه ، دو قاعده ی دیگر نیز بیان نموده اند که یکی از آن دو تکرار قاعده ی نخست به شکلی فاقد توجیه عقلی و دیگری تکرار یکی از قواعد آوانگاری است. متاسفانه علیرغم اینکه این کتاب در دانشگاه های کشور تدریس می شود موارد مذکور از چشم دانشجویان و استادان ادبیات دور مانده و نشر آن همچنان ادامه دارد! »

ضرورات :

1- هرگاه در آخر کلمات مصوت های کوتاه قرار گیرند (معمولاً کسره ی اضافه و واو عطف موجب این حالت می شود) در صورتی که برای تطابق با وزن سایر مصراع ها و یا برای قرار گرفتن در یکی از بحرهای سی و یک گانه تبدیل آنها به مصوت بلند لازم باشد به مصوت بلند بدل می گردند. مثال قاعده ی 1 را مجدداً بررسی می کنیم:
صلاح کار کجا و من خراب کجا
چنان که ذکر شد هجای هشتم و دهم اشباع شده بودند حال توجه فرمایید
صَ - لاا - حِ - کاا - رُ - کُ - جاا - ووو - مَ - نیی - خَ - راا - بُ - کُ - جا

حال اگر تقطیع این مصراع را با مصراع بعد مقایسه کنیم می بینیم که به ضرورت موقعیت و برای همسان سازی هجا ها ، لازم بود که در دو مورد اشباع اعمال گردد.

ببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجا
بِ - بین - تَ - فاا - وُ - تِ - رَه - کَز - کُ - جاا - سُ - تاا - بِ - کُ - جاا
چنان که مشاهده می شود هجاهای هشتم و دهم در این مصراع ، بلند هستند پس بنا به ضرورت در مصراع قبل از آن نیز آن هجا ها به هجای بلند بدل گردیدند.

«در کتاب آموزش عروض دکتر سیروس شمیسا (منبع عروض مورد تایید جوامع ادبی و استادان دانشگاه) ، دو ضرورت دیگر نقل گردیده که هردوی آنها متأثر از نحوه ی صحیح آوانگاری می باشند که در مباحث جلسه ی نخست به آنها پرداختیم و در صورتی که آوانگاری به شکل صحیح انجام شود ضرورات مذکور زائد خواهند بود.»

اختیارات :

1- درپایان مصراع و پس از اتمام وزن ، آوردن یک یا دو صامت بلامانع است. به مثال توجه کنید:

ما گدایان خیل سلطانیم
- ^ - -/ ^ - ^ -/ - -
می بینیم که وزن شعر فاعلاتن مفاعلن فع لن است و صامت (م) بعد از اتمام وزن آمده و در تقطیع لحاظ نمی گردد. یا در این مثال:

در انتظار وصلت چشمم به آسمان هاست
- - ^ / - ^ - - / - - ^/ - ^ - -
می بینیم که بعد از پایان وزن (ست) یعنی دو صامت به انتهای مصراع افزوده شده است.

2- به جز در آغاز مصراع ، می توان به جای دو هجای کوتاه متوالی ، از یک هجای بلند استفاده نمود ولی به کار بردن دو هجای کوتاه به جای یک هجای بلند مجاز نیست. این اختیار تسکین نامیده می شود . به مثال توجه نمایید:

چه کسی داند اسرار ازل
^ ^ - - / - - - / ^ ^ -
به جای
^ ^ - - / ^ ^ - -/ ^ ^ -
در ابتدای رکن دوم به جای دو هجای کوتاه ، یک هجای بلند آورده شده است.
نکته : اگر دو هجای کوتاهی که به جای آنها یک هجای بلند جایگزین شده متعلق به دو رکن متفاوت باشند در شعر سکته ایجاد می شود. به مثال توجه کنید:

در باطن من جان من از غیر تو ببرید
محســـوس شنیـــدم من آواز بریدن

به تقطیع مصراع دوم توجه کنید:
- - ^ /^ - - - - - ^/ ^ - -
همانطور که می بینید به جای آخرین هجای رکن دوم و اولین هجای رکن سوم که هر دو هجای کوتاه هستند، یک هجای بلند جایگزین شده (کلمه ی من) در حالی که بحر این شعر مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن است و هجاهای آن به شکل زیر است:
- - ^ / ^ - - ^/ ^ - - ^/ ^ - -

3- استفاده از رکن فاعلاتن به جای فعلاتن در آغاز مصراع مجاز است چرا که باعث به هم ریختگی وزن شعر نمی شود. به مثال توجه کنید:

من سرگشته هم از اهل سلامت بودم
دام راهـــم شکن طره ی هندوی تو بود

چنانکه می بینید وزن مصراع اول فعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لن است و وزن مصراع دوم فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن

4_ به جای فَعَلن در پایان مصراع می توان از فع لن استفاده نمود. مثال بالا استفاده از این اختیار را نشان می دهد

5- تبدیل ارکان مفتعلن و مفاعلن به یکدیگر بلامانع است یعنی در این ارکان شاعر جای یک هجای بلند و یک هجای کوتاه را با یکدیگر عوض می کند. این اختیار ، قلب نام دارد. این اختیار یعنی تغییر مکان دو هجای کوتاه و بلند با یکدیگر در رباعی بسیار رایج است و فراوان ترین شکل آن تبدیل مفاعیلُ به مفاعلن می باشد.

چنان که دیدیم فنون تقطیع شامل چهار قاعده ، یک ضرورت و پنج اختیار است که با اعمال این فنون بر وزن تقطیعی ، به وزن اصلی دست می یابیم.

تمرین
ابیات زیر را تقطیع نموده و وزن اصلی آنها را به دست آورید و فنون به کار رفته در تقطیع آنها را شرح دهید.

من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان
قال و مقال عالمی می کشم از برای تو

ناگهان پرده برانداختــــه ای یعنـــی چه
مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه

به وفای تو کـه بر تربت حافـــــظ بگـــــذر
کز جهان می شد و در آرزوی روی تو بود

دردی است غیــر مردن کانرا دوا نباشـد
پس من چگونه گویم کین درد را دوا کن

برقرار باشید
 

لطفا پاسخ تمرینات کارگاه را به صورت پیام خصوصی برای خانم زهرا مفاخری ارسال نمایید.
بازدید 3605 بار
آخرین ویرایش در شنبه, 21 دی 1392 ساعت 03:54
مدیر کل

مدیر عامل و موسس

وبگاه: www.joomi.ir/

نظرات کاربران

 هانیه : سایت بسیار جالبی دارید    images

 

    لاله : لطفا شعرهای بیشتری بگذارید    images223

 

   مرجان : لطفا بخش انجمن را افزایش دهید    images22

خبرنامه ماهیانه

 شبکه خود را در این قسمت ثبت نمایید: