قافیه و ردیف

این مورد را ارزیابی کنید
(2 رای‌ها)
نوشته شده توسط  | منتشرشده در: مجموعه ۱

 نحوه ی شکل گیری قافیه ، قوافی خاص ، ایرادات قافیه

سلام
در ارائه ی این مبحث تلاش شده است بحثآموزش قافیه و همچنین ایرادهای قافیه به شکل کامل اما تخلیص شده به علاقمندان ارائه گردد. آموختن مطالب این جلسه برای علاقه مندان به شعر و شاعران محترم کافی بوده و مباحث تخصصی تر ، ویژه ی علاقه مندان به فراگیری ادبیات در سطوح بالاتر آکادمیک می باشد.

 


قافیه وردیف
برای اشراف به علم قافیه و تشخیص صحت و سقم قافیه ی یک شعر ، لازم است اطلاعاتی در زمینه ی دستور زبان فارسی به ویژه در زمینه ی کلمات مشتق و مرکب داشته باشیم.
همچنین شناختن اجزاء کلمه از منظر آوانگاری نیز لازمه ی فراگیری علم قافیه است که در ابتدای این مبحث به این مطلب خواهیم پرداخت.

الفبا :
برخلاف آنچه همواره شنیده ایم الفبای زبان فارسی ، شامل سی و دو حرف نیست . تداخل زبان های فارسی و عربی و همچنین نقص نوشتاری زبان عربی که در زبان فارسی مورد استفاده گرفته است باعث گردیده که از اولین روزهای ورود به مدرسه ، اطلاعات نادرستی در این زمینه وارد ذهن نوآموز شود.
دلایل طرح این ادعا به شرح ذیل است.
چنانچه علائم فتحه ، کسره و ضمه ی کلمات مشخص نباشند ، تعیین معنی بسیاری از کلمات غیرممکن است پس این علائم نیز بخشی از الفبا هستند
بسیاری از حروف موجود در الفبای فارسی ، بیان کننده ی یک صدا هستند و صرفا به دلیل عاریه بودن رسم الخط فارسی است که در الفبای فارسی مورد استفاده قرار می گیرند.
(ض ـ ظـ ذ ـ ز) (ث ـ ص ـ س) (ت ـ ط) (ه ـ ح) (ق ـ غ) (ع ـ ئ *) حروفی هستند که از نظر صوتی می توانند در جای یکدیگر مورد استفاده قرار گیرند.
بسیاری از صاحب نظران شعر معاصر معتقدند که از آنجا که شعر باید از منظر شنیداری مورد بررسی قرار گیرد ، قافیه نیز مانند عروض باید تابع اصوات باشد و شکل نوشتاری آن اهمیتی ندارد.
علیرغم اینکه نگارنده با این نظریه موافق است ، مطالب مربوط به علم قافیه بدون توجه به این نظریه ی منطقی تقدیم علاقمندان می شود تا خدشه ای در آموخته های ایشان ایجاد نشود و پس از اشراف بر این علم ، خود در مورد صحت یا عدم صحت نظریه یاد شده تصمیم بگیرند.
پس بدون استفاده از تعبیر الفبا ، حروف و نشانه ها را با واژه های فراگیر تر و واضح تری مورد بررسی قرار می دهیم.

صامت و مصوت
زبان فارسی شامل حروفی است که با استفاده از آنها کلمات نگاشته و ادا می شوند. به این مجموعه، صامت ها و مصوت ها گفته می شود.

صامت :
تعدادی از حروف که ادای آنها ـ به ویژه پشت سر هم ـ بدون کمک گرفتن از حروف دیگر ، برای فارسی زبانان دشوار می باشد ، صامت نامیده می شوند مثل ب یا گ یا ش و یا ترکیب این سه حرف بدون میانجی یعنی بگش .
ارزش زمانی ادای هر صامت معادل یک واحد زمان در نظر گرفته می شود.

مصوت :
تعدادی از جروف که ادای آنها به شکل مستقل و به تنهایی ، به راحتی انجام می شود مثل اوو یا ُ
نکته :
حروف «ی» و «یی» را نباید یکی دانست . هرچند طی سالهای اخیر این تفاوت در کتاب کلاس اول تبیین می شود.
حرف «ی» در کلمه ی تیمور صامت و در کلمه ی سینا مصوت است.
همچنین حروف «و» و «وو» نیز متفاوت هستند. «و» در توانا صامت و در لوله مصوت است.

انواع مصوت :
1. مصوت کوتاه : ( َ ِ ُ ) که در رسم الخط فارسی معمولا ثبت نمی شوند.ادای این مصوت ها معادل یک واحد زمان در نظر گرفته می شود. در واژه ی پِدَر دو مصوت کوتاه کسره و فتحه به ترتیب به کار رفته اند که ارزش زمانی هردو یکسان است .

2 . مصوت بلند : ( اا وو یی ) که ارزش زمانی آنها دو برابر مصوت های کوتاه یعنی برابر با دو واحد زمان در نظر گرفته می شود. توپ دارای یک مصوت بلند است (وو) و بالا دو مصوت بلند دارد (اا) است.

3. مصوت مرکب : ( ــُو ـــِی ) که در پایان کلماتی مانند خسرو یا کِی دیده می شوند. ارزش زمانی این مصوت ها تابع حرف نخست کلمه ی بعد است. در این مطلب که جهت تشریح قافیه تدوین شده ، این مصوت را در شرایط قافیه مورد بحث قرار می دهیم ؛ یعنی در شرایطی که بعد از آن کلمه ی دیگری نیامده باشد. در این شرایط ارزش زمانی مصوت مرکب معادل دو واحد زمان در نظر گرفته می شود.

واک : کوچکترین واحد تشکیل دهنده ی یک واژه و معادل یک واحد زمان
مثال : برای تعیین تعداد واک های واژه ی « تبانی» لازم است ابتدا املای عروضی این واژه را تعیین کنیم : تَباانیی به ازای هر علامت یک واک خواهیم داشت یعنی مجموعا هشت واک . هر صامت یک واک ، هر مصوت کوتاه یک واک و هر مصوت بلند دو واک . ت ، ب و ن سه صامت ، ( َ ) یک مصوت کوتاه و اا و یی دو مصوت بلند هستند.

سیلاب ، هجا یا بخش : قسمتی از واژه است که به کمک یک مصوت و با یک ضربه ی دم خوانده می شود از این رو می توان گفت ،تعداد هجا های هر واژه با تعداد مصوت های آن برابر است .

چد اصطلاح مورد ستفاده در علم بررسی قافیه :

هجای قافیه :به آخرین هجای کلمه ی قافیه ، هجای قافیه می گویند.
مثلا در واژه ی «درخت» به «رخت» و در واژه ی «مدارا» به «را» واژه ی قافیه گفته می شود.
نکته : هنگام بررسی واژه های مرکب ابتدا تمامی پسوندهای دارای نقش دستوری مشابه را از واژه ها حذف نموده سپس به بررسی واژه جهت تعیین هجای قافیه می پردازیم.
مثال : برای بررسی واژه های «کوزه گر» و «ویرانگر» ، ابتدا پسوند «گر» از هر دو واژه حذف و سپس قیاس انجام می شود و چنان که مشهود است این دو واژه نمی توانند قافیه قرار گیرند.
نکته : اگر یکی از دو واژه که با یکدیگر جهت تعیین صحت قافیه قیاس می شوند مرکب و دیگری ساده باشد ، پسوند جزء اصلی واژه محسوب می شود
مثال : در بررسی دو واژه ی «اخگر» و «ویرانگر» ، پسوند «گر» از واژه ی دوم حذف نمی شود چراکه واژه ی نخست ، مرکب نیست.

حرف رَوی : به آخرین واک اصلی کلمه ی قافیه ، حرف رَوی گفته می شود .
مثلا در واژه ی «درخت» حرف رَوی «ت» و در واژه ی «مدارا» حرف رَوی «ا» است.

چهار حرف پیش از حرف رَوی ، به ترتیب حرف تأسیس ، دخیل ، ردف و قید نامیده می شوند.
چهار حرف بعد از حرف رَوی ، به ترتیب حرف وصل ، خروج ، مزید و نایره نامیده می شوند.
مَجری (مجرا) : حرکت حرف روی ، مجری نامیده می شود.

تعریف و تشریح قافیه :
قافیه عبارت است از یکسانی حرف روی و مصوت هجای قافیه.

چنانچه روی صامت باشد :

الف. اگر روی ساکن باشد لزوماً باید مصوت هجای قافیه نیز یکی باشد
مثال : هجای قافیه در کلمات «دامن» و «ارزن» ، به ترتیب «مَن» و «زَن» است. حرف روی «نون» و ساکن است پس لزوما مصوت هجا یعنی فتحه در هر دو یکی است.
نکته : هرگاه در این حالت بین حرف روی و مصوت هجای قافیه ، صامت دیگری نیز وجود داشته باشد ، لزوما باید این صامت یا صامت ها در هر دو کلمه یکی باشد.
مثال : در واژه های «شکَست» و «اَلَست» ، هجای قافیه به ترتیب «کَست» و «لَست» می باشد . حرف روی «ت» و مصوت هجای قافیه فتحه است . حرف «سین» که بین روی و مصوت هجای قافیه و در جایگاه حرف قید قرار گرفته ، در هر دو واژه یکسان است . اگر در چنین شرایطی مغایرتی بین حروف قید دو واژه وجود داشته باشد قافیه مردود است. مثلا دو واژه ی «رفت» و «شکست» را نمی توان قافیه قرار داد هرچند هم حرف روی و هم مصوت هجای قافیه در هر دو یکسان است چرا که در واژه ی اول حرف قید «ف» و در واژه ی دوم «سین» است.

ب. اگر روی متحرک باشد لزوماً باید حرکتش (حرکت مجری) نیز یکی باشد اما لازم نیست مصوت هجای قافیه نیز یکی باشد (قافیه ی موصوله)
مثال : وازه های «دیدم» و «دادم» می توانند قافیه قرار گیرند چرا که پس از حذف شناسه ، هجای قافیه در واژه ی نخست «دید» و در واژه ی دوم «داد» خواهد بود. پس حرف روی در هر دو یکسان است و اگر چه مصوت هجای قافیه در اولی «یی» و در دومی «اا» می باشد ، به علت یکسان بودن حرکت مجری در هر دو واژه (فتحه ی روی حرف روی دال) قافیه موصوله و صحیح است.

چنانچه روی مصوت باشد :

کافیست مصوت ها یکی باشند.
مثال : واژه های «بالا» ، «شما» و «چرا» قافیه هستند زیرا در هرسه ، مصوت بلند «اا» حرف روی است.
واژه های «مشو» ، «شنو» و «جو» قافیه هستند زیرا در هر سه ، مصوت مرکب «ــُو» حرف روی است.

نکته : روی هرگز نمی تواند مصوت کوتاه باشد چرا که هیچ واژه ای به مصوت کوتاه ختم نمی شود.
نکته : در کلماتی مثل «نامه» که حرف «ه» در پایان واژه مانند کسره تلفظ می شود ، صامت هجای قافیه حرف روی محسوب شده و مصداق قافیه ی موصوله محسوب می شود.

ردیف : ردیف ـ که از الزامات شعر محسوب نمی شود ـ کلمه یا کلماتی هستند که بعد از قافیه ، عینا تکرار می شوند. به ابیاتی که دارای ردیف باشند ، مُرَدَّف می گویند.
مثال: واژه ی «می کنند» در بیت زیر ، ردیف محسوب می شود.

دانی که چنگ و عود چه تقریر می کنند؟
پنهان خـــــورید باده که تعـــزیر می کنند.

قوافی خاص :

الف قافیه ی معموله

قافیه ای است ابتکاری و حاصل ذوق شاعر و بهره گیری شاعر از ویژگی های زبانی است. در شکل گیری این قافیه ، به جای روی اصلی ، روی جعلی به وجود می آید.
قافیه ی معموله با تجزیه ی یک واژه ، ترکیب دو واژه یا تجزیه ی یک واژه و ترکیب آن با واژه ی دیگر به وجود می آید. در این غزل حافظ از قافیه ی معموله به دفعات استفاده شده است :

دل می‌رود ز دســــتم صاحب دلان خدا را
دردا که راز پنهان خــــواهد شــــد آشکارا

کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز
باشــــــد کـــــه باز بینیم دیدار آشــــــنا را

ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون
نیکی به جای یاران فرصـــت شمــــــار یارا

در حلقه گل و مل خوش خواند دوش بلبل
هات الصـــــبوح هــــبوا یا ایها الســــــکارا

ای صـــــاحب کـــــرامت شــکرانه سلامت
روزی تفقـــــــدی کن درویش بینـــــــــوا را

آسایش دوگیتی تفسیر این دوحرف است
با دوســـــتان مروت با دشمـــــــنان مدارا

در کــــوی نیک نامی ما را گـــــــذر ندادند
گــــر تو نمی‌پسندی تغییر کن قضـــــــا را

آن تلخ وش که صوفی ام الخبائثش خواند
اشـــهی لنا و احـــــلی من قبله العــــذارا

هنگام تنگدستی در عیش کوش و مستی
کاین کیمیای هستی قارون کند گـــــــدا را

سرکش مشو که چون شمع ازغیرتت بسوزد
دلـــــبر که در کف او مـــوم است سنگ خارا

آیینه سکـــــندر جــــــام می اســت بنگـــر
تا بر تو عـــــــرضه دارد احـــــــوال ملک دارا

خــوبان پارسی گـــــو بخشندگان عــــمرند
ســـــاقی بده بشـــــارت رندان پارســـــا را

حافظ به خود نپوشید این خـــــرقه می آلود
ای شیخ پاکـــــــــــدامن معـــــــذور دار ما را

ب تجنیس

کلمات قافیه دارای معنای کاملا متفاوت اما ظاهری کاملا مشابه هستند یا به عبارت ساده تر از جناس تام برای قافیه بهره گرفته شده است.
مثال
آتش است این بانگ نای و نیست باد
هــــــرکه این آتش ندارد نیســـــت باد

مبحثی تحت عنوان عیوب قافیه در کتب آموزش قافیه ارائه می شود. با توجه به آنچه که در شرح قافیه تقدیم حضور علاقمندان گردید، هرگاه قافیه ای دارای شرایط مشروحه در این مبحث نباشد ، معیوب محسوب می شود و از نظر نگارنده ، نامگذاری عیب غیر ضروری است لیکن جهت تکمیل اطلاعات علاقمندان ، ایرادات معرفی شده در کتب آموزش قافیه را مختصراً مرور می کنیم.

ـ اکفا : یکی نبودن حرف روی
ـ اقوا : یکی نبودن مصوت هجای قافیه در شرایطی که روی ، صامت ساکن باشد.
ایطای جلی : در صورت حذف پسوندهای واژه های مرکب ، قافیه تشکیل نشود.
ایطای خفی : عینا ایطای جلی است و تنها در شرایطی است که مرکب بودن واژه چندان واضح نباشد.
شایگان : ایطای جلی به واسطه ی علامت جمع
غلو : حرف روی در یک واژه ساکن و در واژه ی دیگر متحرک باشد.
اختلاف حرف قید : حروف قید ـ در صورت لزوم ـ در دو واژه متفاوت باشند.

چنان که می بینیم عیوب مشروحه ی فوق به معنی بی توجهی به قواعد ارائه شده است و در صورت رعایت قواعد ، عیبی واقع نمی شود که بحث در مورد آن و یا نامگذاری آن محلی از اعراب داشته باشد.

در پایان مبحث قافیه و در راستای سنجش آموخته ها ، تمریناتی تقدیم حضورتان می گردد.


1. قوافی ابیات زیر را تعیین ، هجای قافیه را مشخص و نحوه ی شکل گیری قافیه را شرح دهید (روی صامت یا مصوت ، مصوت هجای قافیه ، موصوله ، حرف قید و ...)

آنیکی نحوی به کشتی در نشست
رو به کشتیبان نهاد آن خودپرست

گفت هیچ از نحو خواندی ؟ گفت لا
گفت نصف عمر تو شد بر فنا

دلشکسته گشت کشتیبان ز تاب
لیک آن دم کرد خاموش از جواب

باد کشتی را به گردابی فکند
گفت کشتیبان بدان نحوی بلند

هیچ دانی آشنا کردن بگوی
گفت نی ای خوش چواب خوب روی

گفت کل عمرت ای نحوی فناست
زانکه کشتی غرق این گرداب هاست

2. قافیه را در اشعار زیر بررسی کنید :

بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست
بگشای لب که قند فراوانم آرزوست

زان بود در پیش شاهان دورباش
کای شده نزدیک شاهان دور باش
(دورباش در مصراع اول نام نوعی شیپور است)

ما زیاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه می پنداشتیم

3. صحت یا عدم صحت قوافی ابیات زیر را با ذکر دلیل بیان کنید و در صورت نادرست بودن ، نام عیب موجود را قید کنید.

تو یکی شاخی بدی از نخل خلد
چون گرفتم او مرا تا خلد برد (مولانا)

چه مصر و چه شام و چه بر و چه بحر
همه روستایند و شیراز شهر (سعدی)

در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع
شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع (حافظ)

صلاح کار کجا و من خراب کجا
ببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجا (حافظ)

4. غزل حافظ که در متن درس نقل شده را بررسی نموده قافیه و هجای قافیه و انواع قافیه ی معموله را در ابیات مختلف آن تعیین نمایید و چنانچه قافیه ای را صحیح نمیدانید با ذکر علت عیبش را شرح دهید

 

لطفا پاسخ تمرینات کارگاه را به صورت پیام خصوصی برای خانم زهرا مفاخری ارسال نمایید.

بازدید 993 بار
آخرین ویرایش در شنبه, 21 دی 1392 ساعت 03:58
مدیر کل

مدیر عامل و موسس

وبگاه: www.joomi.ir/
محتوای بیشتر در این بخش: تقطیع و وزن »

نظرات کاربران

 هانیه : سایت بسیار جالبی دارید    images

 

    لاله : لطفا شعرهای بیشتری بگذارید    images223

 

   مرجان : لطفا بخش انجمن را افزایش دهید    images22

خبرنامه ماهیانه

 شبکه خود را در این قسمت ثبت نمایید: