• شعر پارسی

    برای ورود بر روی عکس کلیک کنید

  • شعر مدرن

    برای ورود بر روی عکس کلیک کنید

  • انجمن شعر و ادب پارسی

    برای ورود بر روی عکس کلیک کنید

  • قند مکرر

    برای ورود بر روی عکس کلیک کنید

  • مقالات ادبی

    برای ورود بر روی عکس کلیک کنید

راه های تماس

راه های تماس با مدیران شعر و ادب پارسی :ارسال نامه به مدیر،ایمیل،پشتیبانی آنلاین و... میباشد.

تماس با ما

مجله شعر و ادب پارسی

مجله شعر و ادب پارسی ارائه ای قدرتمند برای کاربران میباشد که با توجه به این افزونه امکان بررسی و دسترسی بیشتر به مطالب امکان پذیر است.

مجله شعر و ادب پارسی

انجمن شعر و ادب پارسی

انجمن شعر و ادب پارسی فضایی صمیمی است برای نقد و بررسی تخصصی آثار ادبی مانند شعر و داستان و ... و تبادل افکار و اطلاعات ادبی بین علاقه مندان به شعر و ادب پارسی

انجمن شعر و ادب پارسی

مجله شعر و ادب پارسی

با الهی - 8

 

«جهان فردوسي»

گاه در ژرفاي دوزخ با حيواني عجيب الخلقه روبرو مي شويم که چون ضحاک دو مار حرص و جاه از دوش او رُسته و آن دو مار هر دم خواهند که مغز او را طعمه‌ي خود کنند و آن حيوان نادان، شهري را به خاک و خون کشيده و مغز جوانان شهر را خوراک مستمر اين دو اژدهاي آدمخوار کرده است.

گاه در برزخ، جهان پهلواني را چون رستم تماشا مي کنيم که با ديوهاي بي شاخ ودم دست در کمر است، ديوهايي که نامشان سپيد است و کارشان سياه، عربده مي کشند تا صداي حقّي را خاموش کنند و زمين و آسمان را به غبار مي آلايند تا چشم ها را ببندند، امّا رستم نعره اي چون رعد بر مي آورد که خواب از چشم ها و بند از دل هاي ديوان مي برد. اين فرياد است که از وراي قرون، ديوان سيه رو و سيه کار را مي لرزاند.

و گاه خود را در بهشتي مي يابيم که تهمورثِ ديوبند و جمشيد زرّين تخت، چون سليمان، ديوها را به خدمت آدميان گرفته و اقليمي ساخته اند سراسر باغ، سراسر بهار، سراسر جواني و شادابي و سراسر شادي و دست افشاني، رهيده از هراس بيماري و گرسنگي و ايمن از هول مرگ.

بدين سان توان گفت که فردوسي دوزخ را "حاکميت ديو بر آدميان" و برزخ را "پيکار آدميان با ديو" و بهشت را "پادشاهي انسان بر ديوان و ددان" دانسته است ...

 

برگرفته از کتاب «گنجينه‌ي آشنا - 365 روز در صحبت شاعران پارسي گو»
به قلم حسين الهي قمشه اي

 

داستان آفرینش آدم و حوا از دیدگاه عطار

 

داستان آفرينش آدم و حوا را همه زياد شنيده ام و خوانده ايم. در اينجا ديدگاه عطار نيشابوري را بخوانيم که دليل بيرون شدن آدم از بهشت و آمدنش بر روي زمين را به گونه اي ديگر توضيح ميدهد و درسهاي زيادي از اين داستان به ما ميدهد:

 

جزو و کل با يکدگر جمع آمدند
پاي تا سر ديده‌ي شمع آمدند

 

از يقين نور تجلّي چون بتافت
خاک مرده روح روحاني بيافت

 

شد نفخت فيه من روحي، نثار
سرّ جانان گشت بر خاک آشکار

 

چل صباح آن جهاني بر گذشت
تا وجود آدم از گل زنده گشت

 

جزو و کل شد چون فرو شد جان بجسم
کس نسازد زين عجائب تر طلسم

مطالعه بیشتر...

بسي پروريدم من اين تار را / که تا دستگيري کند يار را

 در گذشته گيسوي بلند زنان را مقدم بر تمام محاسن ظاهري زن مي دانستند و هرچه پر پشت‌تر و بلندتر و پر رنگ‌تر به همان مقدار جالب‌تر و دلفريب‌تر و ارزشمندتر مي‌آمد و نامرغوبترين زنان آنهائي بودند که موهاي کم‌پشت و کم‌رنگ و کوتاه داشته باشند .
بدترين تنبيهات و سخت‌ترين توهين‌ها به زن آن بود که گيس وي را کوتاه کنند تا آنجا که کلمه گيس بريده از بدترين دشنام‌ها بود که زنان بدکاره را با بريدن گيسوان انگشت‌نما و سرافکنده مي‌کردند ...
همچنان که بهترين توصيف درباره زن به خواستگار اين بود که موي بلند و پر چين و شکن دارد و دل را به تعريف آن آب مي‌کردند و شعرا آن را کمند دل‌کش دلبران مي‌گفتند ...
نقاشي، رسيدن زال به رودابه را نشان مي‌دهد؛ زماني که زال در کنار برج بود و رودابه گيسويش را به پائين اندخته و زال با گرفتن آن از برج بالا رفته و خود را به رودابه مي‌رساند و شعر معروف آن در شاهنامه :

 

بسي پروريدم من اين تار را
که تا دستگيري کند يار را

 

...

نظرات کاربران

 هانیه : سایت بسیار جالبی دارید    images

 

    لاله : لطفا شعرهای بیشتری بگذارید    images223

 

   مرجان : لطفا بخش انجمن را افزایش دهید    images22

خبرنامه ماهیانه

 شبکه خود را در این قسمت ثبت نمایید: