• شعر پارسی

    برای ورود بر روی عکس کلیک کنید

  • شعر مدرن

    برای ورود بر روی عکس کلیک کنید

  • انجمن شعر و ادب پارسی

    برای ورود بر روی عکس کلیک کنید

  • قند مکرر

    برای ورود بر روی عکس کلیک کنید

  • مقالات ادبی

    برای ورود بر روی عکس کلیک کنید

راه های تماس

راه های تماس با مدیران شعر و ادب پارسی :ارسال نامه به مدیر،ایمیل،پشتیبانی آنلاین و... میباشد.

تماس با ما

مجله شعر و ادب پارسی

مجله شعر و ادب پارسی ارائه ای قدرتمند برای کاربران میباشد که با توجه به این افزونه امکان بررسی و دسترسی بیشتر به مطالب امکان پذیر است.

مجله شعر و ادب پارسی

انجمن شعر و ادب پارسی

انجمن شعر و ادب پارسی فضایی صمیمی است برای نقد و بررسی تخصصی آثار ادبی مانند شعر و داستان و ... و تبادل افکار و اطلاعات ادبی بین علاقه مندان به شعر و ادب پارسی

انجمن شعر و ادب پارسی

مجله شعر و ادب پارسی

سالروز درگذشت حسین منزوی گرامی باد

شانزدهم ارديبهشت‌ماه 1394، يازدهمين سال‌روز درگذشت حسين منزوي است؛ شاعر معاصري که نامش با عشق و غزل آميخته است.

حسين منزوي در اولين روز از پاييز سال 1325 در زنجان متولد شد. رشته‌ي ادبيات و پس از آن جامعه‌شناسي را رها کرد. علاقه‌اش به شعر و غزل باعث شد از همان جواني به شعر گفتن بپردازد. اولين دفتر شعرش را با عنوان «حنجره‌ي زخمي تغزل» در 25 سالگي به چاپ رساند که جايزه‌ي فروغ فرخزاد را دريافت کرد.

عمده‌ترين شهرت منزوي به خاطر غزل‌هايي است که مي‌سرود. به اعتقاد بسياري از شاعران هم‌دوره‌اش، منزوي توانست تحول جديدي در غزل‌سرايي معاصر به وجود بياورد.


روح منزوي با موسيقي و نت‌هاي آن هم درآميخته بود. در طول فعاليتش در تلويزيون نزديک به 150 ترانه سرود. محمد نوري، شهرام ناظري، کوروش يغمايي و عليرضا افتخاري از افرادي هستند که با منزوي در زمينه‌ي ترانه و موسيقي همکاري داشته‌اند.

منزوي منظومه‌ي «حيدر بابايه سلام» محمدحسين شهريار را به صورت شعر نيمايي ترجمه کرد. «با عشق در حوالي فاجعه»، «شوکران و شکر»، «حنجره‌ي زخمي تغزل»، «با عشق تاب مي‌آورم» (شامل شعرهاي سپيد و آزاد)، «به همين سادگي»، «از خاموشي‌ها و فراموشي‌ها» و «با سياوش از آتش» از آثار منتشرشده‌ي او هستند.

زندگي‌نامه و شناخت آثار حسين منزوي در کتاب «از ترانه و تندر» به کوشش مهدي فيروزان به چاپ رسيده است.

منزوي در 16 ارديبهشت‌ماه سال 83 بر اثر بيماري ريوي در بيمارستان شهيد رجايي تهران درگذشت و سپس براي خاک‌سپاري به زادگاهش منتقل شد.

جمله‌ي حک‌شده بر روي سنگ مزار او مصرع يکي از غزل‌هايش است: "نام من عشق است، آيا مي‌شناسيدم؟"

يادش گرامي باد...

خيال خام پلنگ من به سوي ماه جهيدن بود...
و ماه را ز بلندايش به روي خاک کشيدن بود

پلنگ من - دل مغرورم - پريد و پنجه به خالي زد
که عشق - ماه بلند من - وراي دست رسيدن بود

گل شکفته ! خداحافظ اگر چه لحظة ديدارت
شروع وسوسه اي در من به نام ديدن و چيدن بود

من و تو آن دو خطيم آري موازيان به ناچاري
که هر دو باورمان ز آغاز به يکدگر نرسيدن بود

اگر چه هيچ گل مرده دوباره زنده نشد اما
بهار در گل شيپوري مدام گرم دميدن بود

شراب خواستم و عمرم شرنگ ريخت به کام من
فريبکار دغل‌پيشه بهانه اش نشنيدن بود

چه سرنوشت غم انگيزي که کرم کوچک ابريشم
تمام عمر قفس مي بافت ولي به فکر پريدن بود

حسين منزوي

نظرات کاربران

 هانیه : سایت بسیار جالبی دارید    images

 

    لاله : لطفا شعرهای بیشتری بگذارید    images223

 

   مرجان : لطفا بخش انجمن را افزایش دهید    images22

خبرنامه ماهیانه

 شبکه خود را در این قسمت ثبت نمایید: